سالگرد ازدواج
دخترهای گلم ١٤ تیر سالگرد ازدواج مامانی و بابایی بود، در همین روز به عروسی پسر دایی مامان جون هم دعوت شده بودیم. دایی علی و زن دایی سعیده هم دقیقا در همین روز ازدواج کردن البته چندین سال زودتر پس سالگرد ازدواج اونها هم بود. امسال خیلی سرمون شلوغ بود به همین خاطر نه فرصت کردیم کیک بخریم و نه گل و نه حتی هدیه سالگرد، البته مورد آخر در مورد مامانی صدق می کنه چون بابایی مهربون وقت گذاشته بود و به سلیقه خودش یه سرویس طلای خیلی قشنگ برای مامانی خریده بود و اونو جلوی مامان جون و باباجون و بقیه به مامانی هدیه داد و مامانی رو حسابی خجالت زده کرد. از اینکه نتونسته بودم برای بابایی هدیه ای تهیه کنم خیلی خجالت کشیدم و قول می دم در آینده جبران...
نویسنده :
مهشید
12:10


